روانشناسی بازار مالی و چرخه آن

0 ۱۵۰

روانشناسی بازار چیست؟

روانشناسی بازار به این معنی است که حرکات یک بازار منعکس کننده وضعیت احساسی شرکت کنندگان آن است; روانشناسی بازار یکی از موضوعات مهم و اصلی اقتصاد رفتاری است;بسیاری بر این باور متکی هستند که احساسات و عواطف; اصلی ترین محرک بازارهای مالی هستند; و در نهایت این که احساسات کلی سرمایه گذار; چیزی است که به اصطلاح چرخه بازار روانی را ایجاد خواهد کرد.

به طور خلاصه، احساسات بازار، احساس کلی است که سرمایه گذاران و ترید کنندگان; نسبت به عملکرد قیمت یک دارایی دارند; زمانی که احساسات بازار مثبت بوده و قیمت‌ها به طور مداوم در حال افزایش هستند; گفته می شود روند صعودی در بازار وجود دارد; نقطه مقابل این عمل، بازار خرس نامیده می شود; زمانی که روند نزولی در بازار مورد نظر دیده می شود.

بنابراین، این احساسات از دیدگاه‌ها و احساسات فردی تمام ترید کنندگان و سرمایه گذاران در یک بازار مالی ایجاد شده است; براساس نظریه‌های روانشناسی بازار، قیمت دارایی‌های تمایل دارد در پاسخ به احساسات بازار; دائما تغییر پیدا کند. در غیر این صورت، ایجاد یک ترید و معامله موفق بسیار سخت خواهد بود.

در عمل، هنگامی که بازار روند صعودی دارد، احتمالا این روند صعودی از بهبود نگرش و اعتماد به نفس در بین ترید کنندگان سرچشمه می گیرد; احساسات مثبت بازار، سبب افزایش تقاضا و کاهش عرضه خواهد شد; به همین ترتیب نیز، روند نزولی تمایل به ایجاد احساسات منفی داشته و در نهایت، سبب کاهش تقاضا و افزایش عرضه می شود.

چگونه احساسات سرمایه گذاران در طول چرخه بازار تغییر می کند؟

روند صعودی

تمام بازارها چرخه انبساط و انقباض را طی می کنند; زمانی که یک بازار در مرحله انبساط و گسترش وجود دارد; یک جو خوش بینانه، اعتقادی و طمع به وجود می آید; به طور معمول، احساسات اصلی سرمایه گذاران هستند که منجر به یک فعالیت خرید مطمئن می شوند.

وجود نوعی از اثرات چرخه‌ای یا برگشتی، در چرخه بازار کاملا متداول و رایج است; بعضی مواقع، حس شدید حرص و طمع و باور بر بازارها غلبه می کنند; به گونه‌ای که می تواند سبب تشکیل حباب مالی شوند; در چنین سناریویی، بیشتر سرمایه گذاران غیرمنطقی رفتار کرده و ارزش واقعی خود را از دست می دهند و تنها اقدام به خرید یک دارایی می کنند; زیرا معتقدند که بازار همچنان روند صعودی خود را در پیش خواهد داشت; این افراد برای کسب سود بیشتر; طمع‌کار شده و بیش از حد تحت تاثیر بازار قرار می گیرند.

روند نزولی

هنگامی که بازار شروع به ایجاد یک روند دیگری می کند; روحیه سرخوشی سرمایه گذاران به سرعت به دلخوشی تبدیل خواهد شد; زیرا بسیاری از ترید کنندگان و سرمایه گذاران به این باور می رسند که دوره روند صعودی بازار به انتها رسیده و بازار یک روند نزولی را در پیش گرفته است; با کاهش قیمت دارایی‌ها، احساسات موجود در بازار به سرعت منفی می شوند; این احساسات منفی شامل احساس اضطراب، انکار و هراس هستند; دوره انکار با احساس عدم پذیرش مشخص می شود; بسیاری از سرمایه گذاران اصرار دارند تا موقعیت ضرر خود را به دلیل این که انجام فروش بسیار دیر شده یا شرایط بازار تغییر خواهد کرد، حفظ کنند.

اما هر چه قیمت‌ها بیشتر کاهش پیدا کنند، به همان اندازه نیز موج فروش قوی تر خواهد شد; در این مرحله، ترس و هراس سرمایه گذاران سبب خواهد شد که بازار مورد نظر را کاپیتولاسیون بازار بخوانیم!

در نهایت، با کاهش نوسانات و تثبیت بازار روند نزولی متوقف خواهد شد; معمولا هم قبل از شروع احساسات امید و خوش بینی، بازار حرکات یک طرفه‌ای را در پیش می گیرد; چنین دوره‌ای به عنوان دوره انباشت یا accumulation stage در نظر گرفته می شود.

سرمایه گذاران چگونه از روانشناسی بازار استفاده می کنند؟

با فرض این که نظریه روانشناسی بازار معتبر است، درک آن به سرمایه گذاران و ترید کنندگان کمک خواهد کرد تا در شرایط مطلوب تر از موقعیت‌های موجود خارج شده یا به آن وارد شوند; نگرش کلی بازار ضد تولید است: بهترین فرصت مالی مناسب برای یک خریدار زمانی به وجود خواهد آمد که بیشتر مردم امید خود را از دست داده باشند; و بازار نیز از شرایط مساعدی برخوردار نباشد; در مقابل، بیشترین ریسک مالی نیز زمانی به وجود خواهد آمد که بیشتر شرکت کنندگان موجود در بازار سرخوش و بی پروا هستند!

با تمام این تفاسیر، برخی از ترید کنندگان و سرمایه گذاران سعی می کنند احساسات موجود در بازار را به خوبی مطالعه کرده تا بتوانند مراحل مختلف چرخه روانشناسی آن را مشخص کنند; در حالت ایده‌آل، آن‌ها از اطلاعات مورد نظر; برای خرید، زمانی که هراس (قیمت‌های پایین تر) وجود دارد و برای فروش; زمانی که طمع (قیمت‌های بالاتر) غالب بوده، استفاده می کنند.

تجزیه و تحلیل تکنیکال و روانشناسی بازار

به راحتی می توان به چرخه بازار نگاه کرد و تشخیص داد که چگونه روانشناسی کلی تغییر کرده است; با تجزیه و تحلیل داده‌ها می توان به وضوح فهمید که چه اقدامات و تصمیماتی پرسود بوده‌اند.

با این شرایط، درک این موضوع دشوار خواهد بود که چگونه بازار تغییر کرده و یا شرایط بازار در آینده به چه شکل خواهد بود; بسیاری از سرمایه گذاران برای پیش بینی روند آتی بازار از تحلیل تکنیکال (TA) استفاده می کنند; بهتر است این گونه بیان کنیم، شاخص‌های TA ابزاری برای سنجش وصعیت روانی بازار هستند!

به عنوان مثال، برای مشخص کردن مراحل مختلف چرخه بازار می توان از اندیکاتو مک‌دی یا MACD استفاده کرد;
MACD یک شاخص نوسانگر یا نوسان ساز است که به طور گسترده برای تجزیه و تحلیل تکنیکال (TA) از سوی ترید کنندگان مورد استفاده قرار می گیرد;
MACD یک ابزار دنبال کننده روند است که از میانگین‌های در حال حرکت برای تعیین مقدار حرکت سهام; ارزهای دیجیتال یا دارایی‌های قابل تجارت استفاده می کند.

بیت کوین و روانشناسی بازار

بازار گاوی رمزارز بیت کوین در سال 2017 میلادی، مثال بارزی از چگونگی تاثیر روانشناسی بازار بر روی قیمت‌ها است; از ماه ژانویه تا دسامبر سال 2017، قیمت رمزارز بیت کوین از 900 دلار به 20,000 دلار افزایش پیدا کرد; در این دوره، احساسات موجود در بازار، بیشتر و بیشتر مثبت شد; در این شرایط، هزاران سرمایه گذار تحت تاثیرِ هیجان بازار گاوی قرار گرفتند و اقدام به انجام سرمایه گذاری کردند.

در حالی که از اوخر سال 2017 و اوایل سال 2018 میلادی، شرایط برعکس شد!
این شرایط، خسارت‌های قابل توجهی را به هر یک از سرمایه گذاران وارد ساخت!

چند ماه بعد، احساسات موجود در بازار بسیار منفی شد و اعتماد به نفس سرمایه گذاران بیش از حد پایین آمد!
احساس ترس باعث شد تا بسیاری از سرمایه گذاران که دارایی‌های خود را با قیمت بالایی خریداری کرده بودند;
آن‌ها را با قیمت پایینی به فروش برسانند.

گرایش‌های شناختی

گرایش‌های شناختی، الگوهای تفکری رایجی هستند که سبب می شوند انسان‌ها تصمیمات غیرمنطقی را اتخاذ کنند; این الگوها هم سرمایه گذاران مستقل و هم بازارهای مورد نظر را تحت تاثیر قرار می دهند; به عنوان مثال:

گرایش تایید:

افراد تمایل دارند که اطلاعاتی که باورهای خودشان بوده را افزایش دهند و خلاف این اطلاعت را یا نادیده می گیرند و یا رد می کنند; به عنوان مثال، سرمایه گذاران در بازار گاوی تمایل دارند که اخبار مثبت را دنبال کنند; در حالی که به اخبار منفی موجود، هیچ توجهی نشان نمی دهند.

تنفر از ضرر و خسارت:

بیشتر انسان‌ها تمایل بیشتری دارند تا از ضررها بترسند تا این که از سودهای به دست آمده لذت ببرند!

به عبارت دیگر، درد یک ضرر معمولا دردناک تر از شادی برای کسب سود است!
در نهایت، این وضعیت سبب می شود که سرمایه گذاران فرصت‌های مناسب خود را از دست بدهند!

تاثیر یک موهبت:

این گرایش افراد، برای افزایش ارزش دارایی‌هایی است که در اختیارشان قرار دارد.
به عنوان مثال، زمانی که یک سرمایه گذار کیفی پر از ارز دیجیتال داشته باشد;بر این باور معتقد خواهد بود که او باارزش تر از کسی است که هیچ کوینی ندارد.

80%
Awesome
  • Design

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.